رپورتاژ

از پوشه اشتراکی تا اینترانت زنده؛ شیرپوینت چه کارهایی را در سازمان شما می‌تواند انجام دهد؟

وقتی از مدیران سازمان‌ها می‌پرسم «شیرپوینت را برای چه می‌خواهید؟» پاسخ‌ها عجیب شبیه هم است: «برای اینکه کارها منظم‌تر شود.» جواب بدی نیست، اما به‌اندازه کافی دقیق هم نیست. منظم‌شدن یک آرزوست، نه یک هدف قابل اندازه‌گیری. در این نوشته می‌خواهم به‌جای فهرست کردن قابلیت‌ها، سراغ موقعیت‌های مشخص بروم: چه مشکلاتی در سازمان‌ها تکرار می‌شود و شیرپوینت در هر کدام چه نقشی بازی می‌کند.

فرض من این است که شما یا در حال ارزیابی نسخه سرور هستید یا آن را نصب کرده‌اید و حالا نمی‌دانید دقیقاً از کجا شروع کنید. پس بدون مقدمه‌چینی طولانی، همان‌طور که یک همکار با تجربه برایتان تعریف می‌کند، چند سناریوی رایج را مرور می‌کنیم و در پایان درباره ترتیب اولویت‌ها حرف می‌زنیم.

شیرپوینت

سناریوی اول: انبار اسناد که واقعاً به درد بخورد

رایج‌ترین دلیل استقرار شیرپوینت، مدیریت اسناد است. سازمانی را تصور کنید که قراردادها، صورت‌جلسه‌ها، دستورالعمل‌ها و نقشه‌هایش روی چند فایل‌سرور و ده‌ها فلش و ایمیل پخش شده است. هر کس نسخه خودش را دارد، کسی نمی‌داند کدام نسخه معتبر است و پیدا کردن یک قرارداد دو سال پیش، به یک پروژه کوچک تبدیل می‌شود.

در شیرپوینت، کتابخانه اسناد چند چیز را همزمان حل می‌کند. نسخه‌بندی به شما اجازه می‌دهد هر تغییر را ببینید و در صورت لزوم برگردید. بررسی و تأیید (Check-out و Approval) تضمین می‌کند سندی که منتشر می‌شود، توسط فرد مسئول دیده شده است. فراداده (Metadata) به‌جای ساختار پوشه‌ای عمیق و شکننده، امکان دسته‌بندی چندبعدی می‌دهد؛ مثلاً یک قرارداد می‌تواند همزمان بر اساس نوع، طرف مقابل، سال و وضعیت پیدا شود. و جستجو، کار پیدا کردن را از دقیقه‌ها به ثانیه‌ها می‌رساند.

یک نکته مهم: مهاجرت اسناد قدیمی را به‌صورت یکجا و کورکورانه انجام ندهید. این فرصت برای پاک‌سازی است. پیش از انتقال، با هر واحد بنشینید و ببینید چه چیزی فعال است، چه چیزی آرشیو می‌شود و چه چیزی را می‌توان کنار گذاشت. سازمانی که بدون غربال‌گری سی ترابایت فایل به شیرپوینت منتقل می‌کند، فقط آشفتگی خود را به یک بستر گران‌تر برده است.

سناریوی دوم: اینترانت؛ جایی که خبر و فرم و تلفن داخلی پیدا می‌شود

اینترانت سازمانی یکی از ملموس‌ترین کاربردهای شیرپوینت است و یکی از معدود مواردی که همه کارکنان، چه فنی و چه غیرفنی، مستقیماً با آن سروکار پیدا می‌کنند. یک اینترانت خوب جایی است که کارمند صبح‌ها بدون فکر کردن سراغش می‌رود: اطلاعیه‌های مهم، تقویم رویدادها، مخزن فرم‌ها، دفترچه تلفن داخلی، آیین‌نامه‌ها و پیوند به سامانه‌هایی که هر روز استفاده می‌کند.

قابلیت‌های سایت‌های ارتباطی، وب‌پارت‌های خبر و تقویم و امکان تعریف مخاطب‌محوری (Audience Targeting) به شما اجازه می‌دهد برای هر گروه محتوای مناسب نشان دهید. فروشنده‌ها اطلاعیه‌های فروش را ببینند و پرسنل مالی اطلاعیه‌های مالی. البته اینترانت‌هایی که با حداکثر قابلیت ساخته می‌شوند و بعد به حال خود رها می‌شوند، خیلی زود می‌میرند. اینترانت یک رسانه است و رسانه به سردبیر نیاز دارد. حتماً یک نفر، حتی نیمه‌وقت، مسئول به‌روز نگه داشتن محتوا باشد.

در ایران یک ملاحظه مهم دیگر هم وجود دارد: تجربه فارسی. اینترانتی که تاریخ‌هایش میلادی است و صفحاتش چپ‌چین، حتی اگر از نظر فنی بی‌نقص باشد، حس بیگانگی ایجاد می‌کند. بررسی فارسی ساز شیرپوینت نشان می‌دهد که بومی‌سازی تا چه حد می‌تواند تجربه کاربر را به محیط آشنایی که فارسی‌زبانان انتظار دارند نزدیک کند؛ از تقویم شمسی در تقویم رویدادها تا نمایش درست متن راست‌به‌چپ در فرم‌ها.

سناریوی سوم: چرخه مکاتبات و تأیید

در بسیاری از سازمان‌ها، مسیر تأیید یک سند یا درخواست هنوز به شکل کاغذی یا ایمیلی انجام می‌شود. نامه‌ای نوشته می‌شود، چاپ می‌شود، امضا می‌گیرد، اسکن می‌شود و می‌رود پیش نفر بعدی. هر مرحله ممکن است روزها طول بکشد و وقتی کسی می‌پرسد «درخواست من الان کجاست؟» پاسخ اینه که باید تلفن زد.

شیرپوینت با گردش‌کار، این مسیر را شفاف می‌کند. می‌توانید تعریف کنید که هر درخواست ابتدا به مدیر مستقیم برود، بعد به مالی و در نهایت به مدیرعامل. در هر مرحله مشخص است سند در دست چه کسی است، چه مدت مانده و چه زمانی یادآوری ارسال می‌شود. تاریخچه تأییدها ثبت می‌شود و در ممیزی‌ها دردسر نمی‌آفریند.

با این حال، توصیه من این است که اتوماسیون را از ساده‌ترین فرایند شروع کنید. فرم مرخصی یا درخواست خرید کوچک، انتخاب مناسبی است. وقتی چند فرایند ساده با موفقیت راه افتاد و کاربران به این شیوه عادت کردند، سراغ فرایندهای پیچیده‌تر بروید. در فرایندهای چندمرحله‌ای، حتماً تکلیف جانشینی را مشخص کنید: وقتی مدیر در مرخصی است، درخواست نباید معطل بماند.

سناریوی چهارم: پرتال پروژه و کار تیمی

سایت تیمی شاید ساده‌ترین مفهوم شیرپوینت باشد، ولی اثرش در عمل زیاد است. تصور کنید برای هر پروژه یک فضای مشترک دارید که شامل کتابخانه مستندات، لیست وظایف، تقویم نقاط عطف، لیست ریسک‌ها و یک صفحه گزارش وضعیت است. اعضای تیم، حتی اگر در شهرهای مختلف باشند، همه به یک تصویر نگاه می‌کنند.

مزیت اصلی این رویکرد، قطع وابستگی به آدم‌هاست. وقتی مدیر پروژه عوض شود یا یک عضو کلیدی سازمان را ترک کند، دانش پروژه در ایمیل شخصی او نمی‌ماند. همه چیز در یک جا ثبت شده و تحویل آن به نفر بعدی ساده است. برای سازمان‌هایی که پروژه‌محورند، مثل شرکت‌های مهندسی، پیمانکاری یا نرم‌افزاری، این مزیت گاهی مهم‌تر از خود قابلیت‌های فنی است.

یک الگوی سایت پروژه استاندارد بسازید و هر بار که پروژه‌ای جدید شروع می‌شود، از آن کپی کنید. این کار باعث می‌شود هر پروژه ساختار آشنا داشته باشد و کسی که از یک پروژه به پروژه دیگر می‌رود، لازم نباشد دوباره یاد بگیرد چیزها کجاست.

شیرپوینت

سناریوی پنجم: دانش سازمانی و پرسش‌های تکراری

هر سازمانی بخش بزرگی از زمانش را صرف پاسخ دادن به پرسش‌های تکراری می‌کند. «فرم بیمه تکمیلی کجاست؟»، «سیاست مأموریت چیست؟»، «چطور به VPN وصل شوم؟» اگر پاسخ این‌ها در یک پایگاه دانش منظم و قابل جستجو باشد، هم کارمندان سریع‌تر جواب می‌گیرند و هم کارشناسان منابع انسانی و IT وقت بیشتری برای کارهای مهم دارند.

شیرپوینت با صفحات ویکی، کتابخانه‌های راهنما و جستجوی قدرتمند می‌تواند این نقش را بازی کند. فقط باید دو نکته را رعایت کنید. اول اینکه هر صفحه مالک داشته باشد، یعنی کسی که مسئول درست و به‌روز بودن آن است. دوم اینکه تاریخ آخرین بازبینی روی صفحه دیده شود تا کاربر بداند آیا به آن اعتماد کند یا نه. دانشی که کهنه شده، از نبود دانش بدتر است، چون اشتباه را با اطمینان منتقل می‌کند.

سناریوی ششم: فرم‌ها و داده‌های ساخت‌یافته

بخش بزرگی از کار اداری روزمره، پر کردن فرم است: درخواست کالا، گزارش مأموریت، ثبت حادثه، ارزیابی عملکرد. در بسیاری از سازمان‌ها هنوز این‌ها به شکل فایل ورد یا اکسل دست‌به‌دست می‌شود و هیچ‌کس نمی‌تواند از میان صدها فایل، یک تصویر کلی بگیرد. وقتی داده‌ها در لیست‌های شیرپوینت ذخیره شوند، می‌توان آن‌ها را مرتب، فیلتر و گروه‌بندی کرد و گزارش‌های مدیریتی را بدون نیاز به جمع‌آوری دستی تهیه کرد.

مزیت دیگر، اعتبارسنجی است. فیلد اجباری، لیست انتخابی به‌جای متن آزاد و قاعده‌های ساده روی تاریخ و عدد، میزان خطا را به‌شدت کاهش می‌دهد. کسی که فرم مرخصی را پر می‌کند نمی‌تواند تاریخ پایان را قبل از تاریخ شروع بنویسد و مدیر هم لازم نیست برای هر درخواست، سه پیام برای اصلاح بفرستد.

امنیت در اینترانت؛ همه چیز را برای همه باز نگذارید

هر اینترانتی که کارآمد باشد، سریع پر از اطلاعات حساس می‌شود: حقوق و دستمزد، قراردادهای محرمانه، گزارش‌های مالی. بزرگ‌ترین اشتباه این است که دسترسی را از ابتدا بیش از اندازه باز بگذارید و بعد بخواهید محدود کنید. محدود کردن دسترسی‌ای که مردم به آن عادت کرده‌اند، همیشه با مقاومت همراه است. برعکس، شروع با دسترسی محدود و باز کردن تدریجی، بسیار آسان‌تر است.

سایت‌های حساس را جدا نگه دارید و دسترسی‌شان را به گروه‌های مشخص بدهید. از اشتراک‌گذاری لینک‌های عمومی و دسترسی‌های فردی تا حد ممکن پرهیز کنید. و حتماً ممیزی را فعال کنید تا در صورت بروز مشکل، بتوانید بفهمید چه کسی چه چیزی را دیده یا تغییر داده است. این‌ها نه از سر بی‌اعتمادی به همکاران، بلکه برای حفاظت از خودشان و سازمان است.

شیرپوینت

جستجو؛ ویژگی‌ای که کاربران بیش از همه از آن قضاوت می‌کنند

کاربران عادی شیرپوینت را نه بر اساس قابلیت‌های پیشرفته‌اش، بلکه بر اساس یک چیز ساده قضاوت می‌کنند: آیا می‌توانم چیزی را که دنبالش هستم، سریع پیدا کنم؟ اگر پاسخ منفی باشد، به ایمیل و فایل‌های شخصی برمی‌گردند و کل پروژه بی‌اثر می‌شود. به همین دلیل، باید روی کیفیت جستجو سرمایه‌گذاری کنید.

این یعنی فراداده خوب، نام‌گذاری یکدست، عنوان‌های معنادار برای اسناد و تنظیم دقیق منابع جستجو. در محیط فارسی، به نرمال‌سازی حروف (مثل ی و ک عربی و فارسی) و فاصله‌های نیم‌فاصله هم دقت کنید. هر چند هفته یک بار، فهرست عبارت‌های پرجستجو و جستجوهای بدون نتیجه را بررسی کنید؛ این گزارش یک گنج است. اگر کاربران مدام عبارتی را جستجو می‌کنند و چیزی نمی‌یابند، یا محتوا وجود ندارد یا پیدا کردنش سخت است، و هر دو را می‌توانید اصلاح کنید.

پس از ساختن چه می‌شود؟ بحث حاکمیت

همه سناریوهای بالا یک ریشه مشترک دارند: بدون قاعده، رها می‌شوند. این قاعده‌ها در ادبیات شیرپوینت حاکمیت (Governance) نام دارد و اگرچه اسم سنگینی دارد، در عمل چند تصمیم ساده است. چه کسی حق ساخت سایت دارد؟ نام‌گذاری چگونه باشد؟ سایتی که شش ماه استفاده نشده، چه سرنوشتی دارد؟ سقف حجم برای هر سایت چقدر است؟ چه کسی مجوزها را بازبینی می‌کند؟

بدون پاسخ به این پرسش‌ها، پس از یک سال با صدها سایت بی‌صاحب، مجوزهای درهم‌ریخته و سرور پر از فایل‌های تکراری روبه‌رو می‌شوید. یک سند دو صفحه‌ای حاکمیت که مدیران آن را تأیید کرده باشند، بهتر از هر ابزار فنی از این وضعیت جلوگیری می‌کند.

یک تیم کوچک حاکمیتی با نمایندگانی از IT، منابع انسانی و واحدهای کلیدی تشکیل دهید که ماهی یک بار جلسه کوتاهی داشته باشد. هدفشان کنترل و محدودیت نیست؛ هدف این است که سیستم برای کاربران قابل اعتماد و قابل پیش‌بینی بماند.

زیرساخت و پشتیبانی؛ پشت صحنه‌ای که همه چیز به آن وابسته است

همه آنچه گفتیم روی یک زیرساخت پایدار سوار است. وقتی مردم به اینترانت وابسته شوند، از کار افتادن آن دیگر یک ناراحتی کوچک نیست؛ کل سازمان لنگ می‌شود. به همین دلیل، همزمان با طراحی سناریوها باید به پایداری، پشتیبان‌گیری، پایش و به‌روزرسانی فکر کنید.

اگر تیم داخلی عمق کافی در این زمینه ندارد، همکاری با یک شریک متخصص عاقلانه است. مجموعه‌ای که خدمات شیرپوینت ارائه می‌دهد، می‌تواند از مشاوره اولیه و نصب تا توسعه سفارشی و آموزش را پوشش دهد، و داشتن قرارداد پشتیبانی شیرپوینت تضمین می‌کند وقتی مشکلی پیش آمد، کسی هست که بداند باید دقیقاً کجا را نگاه کند. هنگام ارزیابی هر شریک، از او نمونه‌های مشابه سازمان خودتان را بخواهید و درباره سطح تعهد زمانی در قرارداد، شفاف صحبت کنید.

همچنین اگر هنوز نیاز دارید ببینید کل پلتفرم در نسخه رسمی چه قابلیت‌هایی دارد، صفحه معرفی مایکروسافت شیرپوینت نقطه شروع مناسبی است. ولی یادتان باشد که فهرست قابلیت‌ها فقط ظرف است؛ آنچه ارزش می‌سازد، محتوا و عادتی است که کاربران شما شکل می‌دهند.

از کجا شروع کنیم؟

وسوسه می‌شوید که همه سناریوها را همزمان راه بیندازید. نکنید. تجربه نشان داده پروژه‌هایی که با یک یا دو کاربرد مشخص شروع می‌کنند، موفق‌ترند. ترتیبی که معمولاً پیشنهاد می‌کنم این است:

  • مدیریت اسناد یک یا دو واحد پرمشغله، چون نتیجه‌اش سریع و ملموس است.
  • اینترانت ساده با اخبار، فرم‌ها و تلفن داخلی، تا کاربران عادت کنند هر روز سر بزنند.
  • یک یا دو فرایند تأیید ساده، برای نشان دادن ارزش اتوماسیون.
  • سایت‌های تیمی و پروژه، وقتی فرهنگ استفاده شکل گرفته است.
  • پایگاه دانش، به‌عنوان لایه‌ای که کم‌کم روی بقیه ساخته می‌شود.

در هر مرحله، موفقیت را با عددهای ساده اندازه بگیرید: تعداد کاربران فعال، میانگین زمان پیدا کردن یک سند، مدت تأیید یک درخواست. این اعداد هم به شما نشان می‌دهند کجا درست پیش می‌روید و هم برای توجیه سرمایه‌گذاری بعدی در برابر مدیران ارشد، دست‌پر هستید.

جمع‌بندی

شیرپوینت ابزاری است که ارزشش به شیوه استفاده از آن وابسته است. می‌تواند یک بایگانی گران‌قیمت باشد یا ستون فقرات ارتباطات و دانش یک سازمان. تفاوت بین این دو، معمولاً در فناوری نیست؛ در انتخاب سناریوهای درست، رعایت قاعده‌های ساده حاکمیت، توجه به تجربه فارسی کاربر و داشتن پشتوانه فنی مطمئن است.

اگر فقط یک توصیه بخواهم بکنم، این است: به‌جای پرسیدن «شیرپوینت چه قابلیت‌هایی دارد؟» بپرسید «بزرگ‌ترین دردی که امروز کارکنان ما دارند چیست؟» و از همانجا شروع کنید. فناوری باید به خدمت مسئله بیاید، نه برعکس.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Are you human? Please solve:Captcha


دکمه بازگشت به بالا